خونه پدربزرگ
دیشب رفته بودیم خونه پدربزرگ اباالفضل (پدر بابایی)اونا عاشق اباالفضلن . این گل پسر هم که میدونه چه خبره حسابی خودشو شیرین و عزیز میکنه باید میدیدین چکار میکرد عزیزدل . عمه ی گلش هم حسابی باهاش بازی میکنه اباالفضل هم اونو خیلی دوست داره کلی خندید. ا ونجا که میریم دیگه خواب معنا نمیده در عین خستگی ولی بازهم مقاومت میکنه و نمیخوابه دوستداره بازی کنه اونا هم که پایه. ...
نویسنده :
مامان ابوالفضل آقا
3:24









