نفس وهمه ی هستی مامان وبابا آقا ابوالفضلنفس وهمه ی هستی مامان وبابا آقا ابوالفضل، تا این لحظه 7 سال و 1 ماه و 13 روز سن دارد
 گل دخترم فاطمه زهرا گل دخترم فاطمه زهرا، تا این لحظه 4 سال و 2 ماه و 13 روز سن دارد

به عشق ابوالفضل ♥●•٠·˙

ســــــــــــلامی چو بوی خوش آشــنایی

 به نام خـــــــــــدای آفریننده ی زیبایی ها 

 خدای مهربانی که ابوالفـضـــــــل را آفرید

 باصلوات بر محــــــّمد خاتم پیامبران(ص) و خاندان پاکش

وآرزوی سلامتی و تعجیل در ظهور آقا صاحب الزمان (عج) تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چهار ماه و اندی بعد...

به نام خالق هستی بخش سلام به دوستای گلم عیدتون مبارک امروز طلسم دوباره شکست و ما اومدیم ولی ایندفعه سه تایی :من و ابوالفضل و نی نی بعـــــــــــله همون طور که مستحضرید مایه نی نی دیگه تو راه داریم که نی نی وبلاگ عزیز  گویا اینو میدونست و برامون امکانات فراهم کرده برای اطلاع رسانی (اون نوار بالایی وبلاگ )البته فکر کنم در راستای تحقق سیاست های افزایش جمعیت داره به رسالت خود خوب عمل میکنه ،نی نی وبلاگ عزیز ممنونم. از گل پسرم بگم که دیگه مردی شده و شیرین زبونیهاش تبدیلش کرد به یه خوراکی خوشمزه! دو نمونه از ابراز عشق پسر به مادر: مامان من به تو قول میدم . وقتی ازش میپرسم چی قول میدی؟می مونه چی جواب بده! مامان من تو ر...
6 خرداد 1393

ماما لی لا

ای پســـر دلربا ای قمــر دلپـذیر     از همه باشد گریز وز تو نباشد گزیر   ازش میپرسم : شما ابوالفضلِ کی هستی ؟(میخوام فامیلیشو بگه حالا)   - بابایییییییییییییی ! (بابیی ازاونطرف میشنوه قربون صدقش میره )چند بار دیگه میپرسم بازهم همون  جوابو میده : باباییییییییییییی ام  (بابا درس و مشقو بیخیال میدوه میاد :ماچ و بغل ) بعد به باباش فامیلشو میگه.  منم که اینوسط کشـــــــــــــــــــــــــک ---------- وقتی میخواد خودشو لوس کنه برا باباش یا وقتایی که چند بار صداش مینه جو اب نمیشنوه: بابایــــــــی ام ! منو صدا میزنه: ماما لی لا (توضیح اینکه« لی لا» هیچ ربطی به اسم بنده نداره کم...
5 بهمن 1392

من ِ دیگــــــــرِ ما

«فرزند ما از ما جدا نیست ؛او خود ما است اما در اندازه ای کوچکـــــتر » شاید کسی بگوید من ِ دیگر ِ ما بودنِ فرزند جمله ای ذوقی که از ذهن تو تراوش کرده ثابت نمی شود . راست می گوید این ادعای بزرگی است و جمله ی من توان اثبات آن را ندارد ؛اما فکر میکنم با قسمتی از نامه ی امیر آسمانیان و زمینیان علی علیه السلام به فرزند دلبندش امام حسن مجتبی  علیه السلام  می شود این ادعا را به خانه ی اثبات رساند : پسرکم ! تو را جزئی از خود ، بلکه همه ی وجود خود دیدم تا به آن جایی که اگر چیزی به تو ضرر برساند مثل آنست که به من زیان رسانده و گویی اگر مرگ به سراغ تو بیاید ، به سراغ من آمده ؛ بنابراین ...
2 بهمن 1392

شیرین زبون و شیطون

بهار بی خزان، روی محمد / بهشت جاودان، کوی محمد معطر ساخت گلزار جهان را / شمیم تار گیسوی محمد . . . میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد.     امروز خرسشو گرفته دستشه و میاد میگه :مامان خرسی پی پی داره   میبرش تو دستشویی بهش میگه: پی پی کن.بعدش هم میخواد بشورش.که  نذاشتمش .    میاره میشونش :بشین شربت بخور، میره از تو یخچال شربت خودشو میاره و به من میده که   بریزم تو قاشق براش ،منم براش آب پرتقال ریختم که آقا خودشون میل فرمودند و بازهم خواستن بازهم خدا روشکر.   این روزا حسابی افتاده به جون ماشین هاش،...
30 دی 1392

ابوالفضل دوسال و دو ماهه چی کارا میکنه؟!

به نام خدای خوبم سلام بر نگاه مهربانتان ازکجا شروع کنم ؟! از اینکه شازدمون مردی شده برا خودش ؛خیلی وقته که دیگه از پوشک گرفته شده وخدارو شکر الان کاملن یاد گرفته بره دستشویی . عاشق رنگ آمیزی و قلم ودفتره حالا اگر جرات داری یه مداد نشونش بده تا ازت نگیره که ولت نمیکنه به قول خودش (که خدا رو شکر ضمیرا رو هم یاد گرفته ) : منادم (یعنی مدادم) ، احساس مالکیتش هم که بیداد میکنه هر چی رو گرفت مال خودش میشه غیر ازاون وسایل و اسباب بازیاش هم عمرن به کسی بده . تازه داره جمله سازی میکنه جمله های دو کلمه ای البته با مترجمی بنده  میتونی بفهمی چی میگه . ......................... کار هر روزش اینه که بره در خونه ی همسایه رو به قصد کندن...
24 دی 1392

آنچه گذشـــــــــت...

ســــــــــــــلامی به دلگشایی ماه ربیع الاول   این پست اختصاص داره به عکسهایی از شاه پسرم تو این مدت غیبت طولانی مون.   پس بی معطلی بفرمایید ادامه مطلب :   ابوالفضل در حال نوشتن اسمش !   از اسفند سال 91 شروع می کنیم:   اولین سفر ابوالفضل آقا به قم:   فکر میکنید کارش چی بود تو حرم؟!   عید نوروز  92 :     سفر به  مشهد  مقدس خرداد ماه 92 :    در حال سلام دادن : السلام علیک یا غریب الغربا   چنان ذوقی می کرد وقتی گنبد طلایی و گلدسته ها رو می دید که نگو؛ می گف...
15 دی 1392